وجه تسميه فيروزكوه و تاريخ دقيق آن به روشني معلوم نيست . بسياري از روايات و نقل قولهايي كه در اينخصوص و حوادث مرتبط با دماوند و فيروزكوه نظير فريدون و ضحاك شــده است ، آميخته به افسانه و اساطير گونه مي باشد . نوشته هايي مانند ابن فقيـه همداني ( حدود 290 هجري قمري ) در كتاب « البلدان » ، مسعودي ( حدود سالهاي 334 تا 345 هجري قمري ) در كتاب « مروج الذهب » و فردوسي ( حدود 400 هجري قمري ) در شاهنامه .

شايد بتوان نوشتة محمدبن جرير طبري ( 226تا 310 هـ ق ) را در كتاب « تاريخ المرسل و الملوك » در وجه تسميه فيروزكوه قديمي ترين سند معتبر دانست . وي مي نويسد « فيروزكوه پسر يزدگرد ، پسر بهرام بود و پادشاهي وي پس از آن بود كه برادر و سه تن از خاندان خويش را كشت » . گويند در ملك وي هفت سال پياپي قحط شد و جوي و كاريز و چشمه فرو شد و درخت و بيشه بخشكيد و به دشت و كوه ، كشت و جنگل تباه شد و در آن دوران سختي و گرسنگي ، رعيت را چنان راه برد كه هيچ كس از گرسنگي نمرد ، مگر يكي ... و او به خداوند بناليد كه رحمت خويش از او و رعيت او دريغ ندارد و باران ببـارد و خداي را اجابت كرد و ولايت مانند پيش پر آب شد و درختان جان گرفتند . فيروز بگفت تا به ري شهري بسازند و آن را فيــــروز نام كرد و ما بين گرگان و دربند صول نيز شهري بساختند و آن را « روشن فيــروز » نام كرد و در آذربايجان نيز شهري بساختند و آن را « شهرام فيروز» نام كرد و چون قلمرو وي احياء شد و پادشاهي او استوار شد و دشمنان را بكشت و مغلوب كرد . از بنيان اين سه شهر فراغت يافت با سپاه خويش سوي خراسان رفت و ... »

به احتمال قريب به يقين شهري كه طبري ، احداث آن را به فيروز ساساني در ري نسبت مي دهد شهري جزء فيروزكوه نبوده است .

من حيث المجموع آنچه از شواهد ، قرائن و مدارك تاريخي موجود بر مي آيد اين است كه قدمت فيروزكوه به قبل از اسلام بر مي گردد و وجود قلاع و برج و باروهاي متعدد مستحكم كه هر يك زبان گوياي تاريخ اند مؤيد قدمت چند هزارساله آن است

منبع :firoozkooh.iR